پربازدیدترین ها

عبادالرحمن بندگان خاص خدا هستند که استاد محمدرضا شایق در جلسه هفتگی هیأت انصار ولایت 25 بهمن ماه در حسینیه ارگ، به بیان ویژگی‌های این بندگان خاص با توجه به آیات پایانی سوره‌ مبارکه فرقان پرداخت. خلاصه‌ای از سخنان در ذیل ‌آمده است

 

 

کفر یک انسان، دلیلی برای قتل او نیست

«وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»؛[1] [عبادالرحمن] نفسی را که خدا حرام کرده، نمی‌کشند مگر به حق. در دو مورد کلی قتل به حق است: 1. قصاص 2. مفسد فی الارض. مفسد فی‌الارض بودن مصادیق مختلفی مثل ارتداد، راهزنی، زنای محصنه و... دارد که در این موارد، قتل به حق است، اما اگر غیر از این باشد قتل به حق نیست. حتی کفر هم دلیل نمی‌شود؛ مثلا کسی حق ندارد یک یهودی را به جرم یهودی بودن به قتل برساند، این از نظر اسلام گناه کبیره است.

قتل نفس یک انسان؛ گویی کشتن همه انسان‌هاست

در مورد کبیره بودن قتل نفس، جدای از روایات بسیار، در قرآن دلایلی داریم؛ مثلاً می‌فرماید: «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا»؛[2] هر کس انسانی را بدون این‌که در مقام قصاص باشد، یا در زمین فساد کرده باشد را به قتل برساند گویی همه‌ انسان‌ها را کشته است. در جایی فرموده: هر کس مؤمنی را بکشد جزایش جهنم است و در آن جاودانه است. اما در این آیه نفرموده هر کس مؤمنی را بکشد گویی همه انسان‌ها را کشته، آیه اطلاق دارد فرموده نفسی را.

کشتن یک یهودی یا مسیحی به ناحق: گناه کبیره

در این آیه از دو قرینه می‌فهمیم که حتی کشتن یک یهودی یا مسیحی بی‌گناه، هم گناه کبیره است. قرینه اول این‌که: کلمه «نفس» اطلاق دارد؛ دوم این‌که: بعد از آن می‌فرماید: اگر این کار را انجام دهد، گویی همه‌ مردم را کشته است. لذا یک مسیحی، یهودی، یک اقلیت دینی که کتاب آسمانی دارد یا کسی که پیرو هیچ دینی نیست، اما خدا را به یگانگی قبول دارد(حنیف) می‌تواند در سایه حکومت اسلامی زندگی کند و کشتن آنها [به ناحق]، گناه کبیره محسوب می‌شود.

منطق اسلام، منطق خشونت نیست

رهبر معظم انقلاب(مدظله) به داعشی‌ها فرمودند: «شما ما را مهدورالدم می‌دانید اما ما شما را نه کافر می‌دانیم نه مهدور الدم» بعد این عبارت زیبای قرآن که حضرت هابیل به قابیل گفت را فرمودند:«لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ»؛[3] تو اگر دستت را برای کشتن من دراز کنی من این کار را نمی‌کنم، من از خدا می‌ترسم. منطق اسلام منطق خشونت و برخورد تندِ بی‌مورد نیست. در اسلام خشونت هم در جای خودش هست و آن خشونت عین لطف است. در نگاه کلی تمام اسلام، لطف است.

دوری از فحشا: ویژگی عبادالرحمن

«وَلَا يَزْنُونَ»[4] عبادالرحمن اهل فحشا (زنا) نیستند. روایاتی داریم که می‌فرماید زناکاران خلود در دوزخ دارند، در این آیه بعد، به همین مورد اشاره شده. در آیه بعد می‌فرماید: «يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا»[5]؛؛(کسی که به ناحق قتل نفس انحام بدهد و اهل فحشا باشد) عذاب روز قیامتش چند برابر می‌شود و در آن جاودانه خواهد بود.

آیا گناه کبیره، موجب خلود در آتش می‌شود؟

بعضی از مفسرین گفته‌اند که خداوند سه گناه را ذکر کرده که موجب جاودانگی در آتش می‌شود: 1. قتل نفس ناحق[6] 2. کسی که ربا بخورد و بر آن اصرار داشته باشد[7]. 3. شرک.[8]

این خلود تنها اختصاص به این سه گناهان ربا، قتل و شرک ندارد. روایت داریم هر گناه کبیره‌ای که انسان بر آن اصرار کند و در حالی که مصرّ بر آن گناه است، از دنیا برود؛ باعث خلود در آتش می‌شود.

خالدین فیها، شوخی نیست!

روایت می‌فرماید: بنده اگر گناه کبیره انجام دهد ایمانش زیرِ زمین می‌رود. اما هنگامی که پشیمان شد ایمانش برمی‌گردد. مرحله بالاتر این است که شخص، مصر بر گناه کبیره باشد، در اینجا فاقد ایمان است و وقتی از دنیا رفت دیگر مؤمن و مسلمان محشور نمی‌شود و خالدین فیها در آتش است.

این‌ها زنگ خطر است. خالدین فیها شوخی نیست! چقدر بدبختند آدم‌هایی که به ذکری که می‌گویند غرّه شده‌اند، مصرّ بر کبائرند و پشیمان هم نیستند. ائمه(ع) ما که به امید آن‌ها گناه می‌کنیم، خودشان از خدا می‌ترسند و از هر فرصتی برای مناجات استفاده می‌کردند.

تفاوت ایمان و اسلام

اسلام برای دنیاست، اما برای آخرت، ایمان ملاک محاسبه است. اگر کسی ایمان نداشته باشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. بنابر آیه‌ قرآن، اسلام و ایمان قابل تفکیک هستند[9] اگر کسی باور به حرام بودن گناه کبیره‌ای دارد و آن را انجام داد و پشیمان هم نشد امام(ع) می‌فرمایند این فرد از ایمان خارج است اما از اسلام خارج نیست. اما اگر قرآن را قبول نداشت، وجود حرام را از اساس منکر شد، این شخص مرتد است و از اسلام هم خارج است.

باید به فکر توبه بود

انسان، هر گناه و ابتلایی که داشته باشد؛ باید به فکر توبه باشد. حداقل به زبان بیاورد و بگوید: خدایا تو می‌دانی من دوست ندارم به این گناه آلوده باشم، تو مرا نجات بده. همین اصرار، باعث قطع گناه می‌شود. حداقل او را به عنوان مصرّ بر گناه کبیره حساب نمی‌کنند. بنابراین در این آیات هم دلیل خلود در جهنم، اصرار [بر گناه کبیره] است، نه نفس گناه.

بی‌برکتی عمر، فقر، مرگ ناگهانی و زلزله، از اثرات این گناه است!

می‌فرماید: «وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا»[10]، در آن جاودانه می‌مانند با خواری. نکته‌ای را عرض کنم: روز محشر که اهل محشر برای محاسبه و محاکمه، ایستاده‌اند، بوی بسیار بدی عرصه محشر را فرا می‌گیرند. می‌گویند: این بوی زناکاران است. بعد آن‌ها را در تابوت‌های آتشینی از آهن، میخکوبشان می‌کنند و به دوزخ می‌برند. از اثرات زنا در این دنیا هم این است که عمر را بی‌برکت می‌کند، فقر می‌آورد، باعث مرگ ناگهانی می‌شود و کثرت زنا باعث زلزله می‌شود.

چرا در مورد گناهان کبیره صحبت نمی‌‌شود؟

متأسفانه جو جامعه ما طوری شده که هیچ‌کسی در مورد این گناهان کبیره صحبت نمی‌کند. صدا و سیما که خلاف پرستیژ خودش می‌داند. مجالس و منابر هم تا جایی که ما رفتیم، ندیدیم. در کتب‌های درسی و دانشگاهی هم که جایی ندارد! لذا یک جوان از کجا باید این احکام را بداند؟ در وهله اول وظیفه روحانیون است. احکام شرعی که فقط نماز و طهارت نیست. این گناهان را به همین زبان ساده به مردم بگوییم. خیلی‌ها هستند که اگر بفهمند گناه است، نزدیک آن نمی‌شوند.

ایمان، فقط باور نیست؛ بلکه سه رکن دارد

خداوند در آیه 70 راه توبه را خدا بازگشته. می‌فرماید: «إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا»[11]؛ مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل کند، عملی خوب. ایمان تنها به درد نمی‌خورد. ایمان فقط باور نیست بلکه سه رکن دارد که هر کدام نباشد قبول نیست. 1. باور قلبی 2. اقرار زبانی 3. عمل به ارکان. صرف این‌که کسی قبول داشته باشد، شهادتین هم بگوید اما نماز نخواند، فایده‌ای ندارد.

ایمان بدون عمل، تفکر اسلام آمریکایی

خلاصه و عصاره اسلام آمریکایی این است که می‌گوید تو ایمان داشته باش همین کافی است. قرآن اصلاً این اسلام را قبول ندارد و می‌فرماید: «يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا»؛[12] روزی که آیات خدا آشکار می‌شود آن کسی که ایمان نداشته یا ایمان داشته، اما عمل صالحی انجام نداده، فایده‌ای ندارد. لذا این تفکر [ایمان بدون نیاز به عمل]،‌ یک تفکر انحرافی در عالم مسیحیت است.

آیا بعد از توبه، سیئات انسان به حسنات تغییر می‌کند؟

در ادامه آیه70 سوره فرقان می‌فرماید: «فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»؛ خدا سیئات این‌ها را به حسنات تبدیل می‌کند. چطور می‌شود خدا اعمال کسی را یک شبه استحاله کند؟! اشکالی در اینجا مطرح است: مثلاً کسی 50 سال نماز شب خوانده، مزدش را می‌گیرد، شخص دیگری 50 سال قماربازی کرده یک شبه توبه می‌کند و نماز شب‌خوان می‌شود حالا به جای 50 سال قمار بازی برای او 50 سال نماز شب بنویسند! آیا این عادلانه است؟!

جواب این‌که: به نظر می‌رسد علت اشکال در ترجمان کلمه «یبدّلُ» است. ما یک «تحویل» داریم و یک «تبدیل». تحویل یعنی: همان شئ را دچار تغییر می‌کنیم، از حالتی به حالت دیگر دربیاورم که به این عمل استحاله هم می‌گویند. مثلاً یک چوبی را بسوزانیم و خاکستر شود. اما وقتی شیء را برداشتیم و شیء دیگری جای آن گذاشتیم به این عمل تبدیل می‌گوییم. در این‌جا منظور از «یبدل»، [تبدیل است] یعنی این‌که خدا آن سیئات را از نامه عملشان برمی‌دارد و حسناتی که بعداً انجام می‌دهند را به جای آن می‌نویسد.

انسان تائب با کسی که گناه نکرده، مساوی نیست

امکان ندارد کسی که گناه کرده با کسی که گناه نکرده، باهم یکی باشند. اولین گناه کبیره‌ای که از دست انسان برآمد از مرتبه‌ی عصمت برای الی‌الابد ساقط می‌شود، اگر توبه کرد عدالتش برمی‌گردد اما عصمت او دیگر برنمی‌گردد. این‌طور نیست که بگوییم فرد تائب عین کسی است که هیچ گناهی نکرده. عمری که در گناه صرف کرده را که دیگر به او پس نمی‌دهند. مگر حضرت آدم(ع) توبه نکرد؟ آیا بعد از توبه گفتند برگرد سر جای اولت؟! اباذر غفاری هم عمری بت پرستیده بود، توبه کرد توبه واقعی، به جاهای بالایی هم رسید ولی با امیرالمؤمنین(ع) که حتی یک لحظه انحراف فکری و عملی نداشت، برابری می‌کند؟ این افتخار برای اهل بیت(ع) و انبیا(ع) است که یک گناه (صغیره و کبیره) هم انجام نداده‌اند.

بشارت به تائبین

البته تائب نزد خدا خیلی عزیز است. خدا توابین را دوست می‌دارد. در روایت آمده در روز قیامت وقتی می‌خواهند وارد بهشت شوند خدا اول گناهش را به او نشان می‌دهد، می‌گوید بله خدایا! من گناه کردم و شرمنده می‌شود، خداوند به فرشتگان می‌گوید: الان همه‌اش را پاک کنید. کسی هم این محاورات را نمی‌فهمد. بعد خدا می‌فرماید: حال [پرونده او را] نشان اهل محشر دهید. همه‌ی مردم با تعجب می‌گویند؟ این چه کسی است که هیچ گناهی در پرونده او نیست؟! خوشا به حالش![13] این مقام تائبین است. بعد از این مرحله، برای اینکه حتی احساس هم شرمندگی نکند، خدا، [گناهان او را] از یاد خود شخص و همه می‌برد. این‌ها بشارت‌های بزرگی است!

اما بدانید انسان تائب معصوم نیست. انسان هر گناهی که کند یک پله از عصمت دور می‌شود. اما تائب اینقدر پیش خدا عزیز است که امام(ع) می‌فرمایند: انسان وقتی توبه می‌کند خدا خیلی از او راضی و خشنود می‌شود. در آیه بعد می‌فرماید: «وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا»[14]؛ هر کس توبه کند و عمل صالحی انجام دهد عجب بازگشتی به سوی خدا کرده است.

 

 

[1]. فرقان، 68.

[2]. مائده، 32.

[3]. مائده، 28.

[4]. فرقان، 68.

[5]. فرقان، 69.

[6] نساء، ٩٣؛ «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا».

[7]. بقرة، ٢٧٥؛ «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ».

[8]. نساء، ٤٨؛ «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا».

[9]. حجرات، ١٤؛ «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ».

[10]. فرقان، 69.

[11]. فرقان، 70.

[12]. انعام، 158.

[13]. ميزان الحکمه، ج 1، ص 345، ح 2185؛ امام صادق عليه السلام: «يا داوُدُ إنَّ عَبدِيَ المُؤمِنَ إذا أذنَبَ ذَنباً ثُمَّ رَجَعَ وَ تابَ مِن ذلِکَ الذَّنبِ وَ استَحيي مِنِّي عِندَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ أنسَيتُهُ الحَفَظَةَ وَ اَبْدَلْتُهُ الحَسَنَةََ وَ لا اُبالي وَ أنَا أرحَمُ الرَّاحِمينَ».

[14]. فرقان، 71.

کد خبر: 188272

نظرات شما
ارسال نظر

سرگرمی
عکس و فیلم
سلامت
دانلود و IT