پربازدیدترین ها

کیهان برزگر . استاد روابط بین‌الملل در روزنامه شرق نوشت: پیش‌بینی این مسئله که آمریکا و متحدان غربی‌اش، یعنی انگلیس و فرانسه، در این چند روز یک حمله موشکی به سوریه به اتهام استفاده دولت این کشور از تسلیحات شیمیایی علیه معارضان خود خواهند کرد، چندان سخت نبود.

کیهان برزگر . استاد روابط بین‌الملل در روزنامه شرق نوشت: پیش‌بینی این مسئله که آمریکا و متحدان غربی‌اش، یعنی انگلیس و فرانسه، در این چند روز یک حمله موشکی به سوریه به اتهام استفاده دولت این کشور از تسلیحات شیمیایی علیه معارضان خود خواهند کرد، چندان سخت نبود که البته در بامداد روز گذشته اتفاق افتاد؛ اما هدف این حمله موشکی فراتر از موضع اتهامی جبهه غربی علیه دولت سوریه یا هشدار جدی به ایران و روسیه برای فشار به سوریه در به اصطلاح استفاده‌نکردن مجدد از این سلاح‌ها یا حتی به‌هم‌زدن معادله سیاسی-امنیتی میدانی در بحران سوریه بود و به‌نوعی به نمایش قدرت و اتحاد غربی هم مربوط می‌شود و اینکه جبهه غربی نشان دهد که همچنان خواهان کنترل بر روندهای سیاسی-امنیتی موجود در خاورمیانه است. بی‌تردید استفاده از تسلیحات شیمیایی امری مذموم و ضد‌انسانی است.

ایران هم که خود قربانی تسلیحات شیمیایی در جنگ با عراق بود، استفاده از این تسلیحات را همیشه محکوم کرده است. اینکه واقعا از این تسلیحات در واقعه اخیر استفاده شده یا اینکه چه کسی از آن استفاده کرده، بحث دیگری است؛ اما واقعیت این است که بوروکراسی غربی و افکار عمومی کشورها درباره این مسئله بسیار حساس هستند و دولت‌های غربی هم واکنش و برخورد شدید با این مسئله را امری اجتناب‌ناپذیر

می‌دانند؛ ولی در کنار این واکنش، دولت‌های غربی اهداف عمیق‌تر ژئوپلیتیک و گسترده‌تری را هم دنبال می‌کنند. در واکنش اخیر، آمریکا و متحدانش در انتخاب بین یک «حمله محدود» و یکباره و یک «حمله گسترده» که به‌نوعی مواضع ایران و روسیه را هم در بر می‌گرفت، بعد از چندین روز وقفه در تصمیم‌گیری و بررسی دقیق، به ناچار اولی یعنی حمله محدود را انتخاب کردند؛ چون توسل به دومی خطر گسترش تنازع بین غرب با روسیه و ایران را در پی داشت که جبهه غربی به‌هیچ‌عنوان آمادگی ورود به آن را در شرایط فعلی ندارد. بر همین مبنا، رهبران غربی در اعلامیه‌های دقیق و فکر‌شده، هم‌زمان اعلام کردند که این یک حمله محدود، کارآمد با اهداف مشخص و نه با هدف تغییر رژیم یا شروع جنگ داخلی در سوریه بوده است.

واقعیت این است که توسل به حمله محدود تنها راهکار موجود برای ائتلاف غربی بود. این ائتلاف کاملا آگاه است که این حمله تأثیرات میدانی چندانی به نفع مخالفان دولت سوریه نداشته و همانند سابق امیدی برای تغییر توازن سیاسی یا امنیتی در صحنه مذاکرات صلح سوریه در آنها ایجاد نخواهد کرد. به‌ویژه آنکه با بازپس‌گیری غوطه شرقی مواضع دولت سوریه تقویت شده و نیروهای مخالف جدی دولت تنها در استان ادلب در شمال سوریه منزوی شده‌اند که از دمشق و پایتخت بسیار دور است. دولت‌های خارجی حامی معارضان دولت سوریه هم به‌تدریج اولویت‌های دیگری برای سیاست خود در سوریه برگزیده‌اند. مثلا سعودی‌ها بیشتر متمرکز به باتلاق جنگ یمن شده‌اند. قطر بیشتر خواهان خروج از محاصره سعودی‌ها و اماراتی‌ها است. ترکیه از زاویه کردی و خطرات امنیت ملی به مسئله سوریه می‌نگرد. ترامپ در آمریکا استراتژی مشخصی برای میدان سوریه ندارد و حتی اعلام کرده که خواهان خروج نیرو‌های آمریکایی (دو هزار نفر) از سوریه است.

اروپایی‌ها هم به دلیل اضطرار ژئوپلیتیک و مسئله سیل پناهندگان و رشد تروریسم خانگی دیگر خواهان تغییر رژیم در سوریه نیستند. همه این تحولات نشان از شکاف در جبهه متحدان غربی و هم‌زمان سازماندهی مجدد دولت سوریه دارد. ماندگاری دولت سوریه به معنای موفقیت نسبی ایران و روسیه در میدان رقابت ژئوپلیتیک منطقه و تضعیف کنترل و تسلط ائتلاف غربی بر جریان‌های سیاسی-امنیتی در منطقه است. به‌تازگی سران سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در آنکارا دومین دور همکاری برای راه‌های دستیابی به صلح در سوریه را بررسی کردند که خود به‌نوعی نشان از موفقیت این همکاری فراغربی است. در سایه تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ای، ترکیه هم به‌تدریج منافع خود را در نزدیکی با روسیه (و ایران) عمدتا برای مشروعیت و توازن‌بخشیدن به نبرد خود با نیروی کردی در شمال سوریه (به‌تازگی عفرین) دید و به ناچار به این دو کشور نزدیک شد. در کنار این تحولات شکاف اروپا با ترامپ در موضوع خارج‌شدن یا نشدن از برجام (توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های بزرگ)، روش مصالحه و برخورد با بحران هسته‌ای کره‌شمالی، اختلافات در حوزه تبادلات و سیاست‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و... شکاف بی‌سابقه‌ای را در جبهه غربی ایجاد کرده و هم‌زمان شکاف نگرانی ائتلاف رقیب فضاهای سیاسی و استراتژیک منطقه‌ای و جهانی را به نفع خود به‌نوعی پر می‌کند. یکی از اهداف اصلی حمله موشکی بامداد دیروز تأکید بر وجود اتحاد در جبهه غربی است.

مشارکت فعال انگلیس و فرانسه با آمریکا در این حمله موشکی، با وجود همه اختلافات آنها با سیاست‌های ترامپ، به‌نوعی نشان از نگرانی اروپا از تضعیف ائتلاف غربی و عواقب منفی ژئوپلیتیک دوری اروپا از آمریکا در صحنه معادلات منطقه‌ای و جهانی است. در کنار این نمایش اتحاد غربی، به این نکته هم باید توجه داشت که قطعا ترامپ هزینه شلیک این موشک‌ها را به بهانه اقدامی مهم در راستای مهار قدرت منطقه‌ای ایران به شکلی از اعراب محافظه‌کار منطقه خواهد گرفت. انگلیس و فرانسه هم با این مشارکت موشکی به فرصت‌های اقتصادی بیشتری با این رژیم‌ها دست می‌یابند.

کد خبر: 454468

نظرات شما
ارسال نظر

سرگرمی
عکس و فیلم
سلامت
دانلود و IT