نگاهی کوتاه به زینت و خودآرایی از منظر آیات و روایات
هر کس که از این نعمت خدادادی بهرهور گشته باید آن را بهجا و درست به کار برد و بر زنان ـ که مظهر جمال در آفرینشاند ـ لازم است که عقل همراه با جمال خویش را ظهور داده، زینتهای غیرظاهری خویش از نامحرمان بپوشانند و اندیشة الهی انسانی خود را با هنرمندی، تمثّل داده است.
چکیده
از جمله مباحث مبتلابه امروز، زینتکردن و خودآرایی است. حسن و زیبایی بسیار را جمال گویند. آنچه ارزشمند است و بر ارزش انسان میافزاید، زینت است. زیباجویی از فطریات الهی بشر است. فلاسفة یونان جهان را در نهایت حسن و ارزش دیدهاند و به آن قوسموس (cosmos، آراستگی) گفتهاند.
خالق هستی، به انسان غریزة زیباطلبی بخشیده است و لباس را زیباکنندة جسم او قرار داده است. وجود زیبایی، کششآفرین و بیدارکنندة روح بندگی است و ایمان، مزین مؤمنان است و عبادالله، جمال را در وصال یار میبینند. در دین اسلام بر کسب حسنخُلق تأکید شده و داشتن ظاهر آراسته، شکر منعم و دستور اوست.
خردمندان با خودآرایی بجا، حضور در اجتماعات مذهبی و دیدار مؤمنان، بیشترین جمال را بهدست میآورند. آنان هدف از برگرفتن آرایه را، آیینة فیضِ الهیشدن و رسیدن به قرب الهی میدانند. زنان عاقل با وجود غریزه دگرخواهی و میل به خودنمایی، از تبرّج و در نتیجه تباهکردن خویش و جامعه پرهیز دارند. عاطفه، گفتار و رفتار ایشان، تمثل عینی خرد است.
ابلیس با برانگیختن احساسات درونی بشر، زشتیها را زیبا جلوه میدهد؛ وسوسه میکند تا آدمی را به طغیان بکشاند و در جهنم بیفکند؛ اما با محبت اهلبیت علیهم السلام میتوان ابلیس را رجم کرد. نعمت جمال، بر اثر دروغگویی و تکبّر و خودنمایی متجاوزانه، از بین میرود.
مقدمه
در خلقت و طبیعت هر انسانی، کمالخواهی به ودیعت نهاده شده است. زیبایی و جمال جزئی از کمالات است و زیباجویی و جمالدوستی از جمله چیزهایی است که در سرشت آدمی تعبیه شده است. به گفته استاد مطهری: «گرایش انسان به زیبایی و جمال یکی از خواستههای فطری انسان است و احساس لذت از زیبایی و تناسب و پاکیزگیها، با سرشت انسان آمیخته شده است.» (مطهری، 1362، ص80)
این خوی در افرادی که به جوانی میرسند بیشتر تجلّی میکند؛ زیرا ایشان در دورهای قرار دارند که زیبایی طبیعی به اوج خود میرسد، این امر جسمانی روح آنها را به خویش مشغولکرده و یکی از سرگرمیهای جوان، رسیدگیکردن و افزودن به زیبایی جسمانیاش است.
پیامبر اکرم هدف از بعثت خویش را تمامکردن فضیلتهای اخلاقی اعلام فرمود: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (مجلسی؛ 1404ق، ج67، ص372) و دین اسلام به تمام نیازهای مادی و روحانی افراد به نحو اتّم پرداخته و هیچ یک از زوایای وجودی انسانها را معطّل نگذاشته است. این میل را چگونه باید پاسخ داد و آیا در آیات قرآن کریم و روایات اهلبیتعلیهم السلام در این زمینه، دستوری داریم؟
این مقاله برآن است که این موضوع را اندکی بررسی کرده تا با افزایش آگاهیها ـ به توفیق الهی ـ انجام حسنات رواج بیشتری یابد. در ابتدا با کلمه زینت و جمال آشنا شده و سپس زیبایی در آفرینش شامل زیبایی ظاهری، در طبیعت، کار و عمل و لباس زینتی بیان میشود. بعد به زینتهای باطنی، ایمان، عقل و روش پرورش آن اشاره میشود و در قسمت بعد جمالطلبی انسان، هدفمندی در آراستن، وظیفه صاحب جمال، تزیین شیطانی، و در انتها آفت جمال بیان میشود.
زینت و جمال از نظر لغوی
زیبایی همان خوبی و نیکویی است؛ حسن و جمال و ظرافت و لطافت و برازندگی است.
حالت و کیفیت زیبا عبارت است از نظم و هماهنگی و پاکی که در شیئی وجود دارد و عقل و تمایلات عالی انسان را تحریک کند و لذّت و انبساط پدید آورد و امری نسبی است (دهخدا، 1330، ذیل کلمه زیبا). زیبایی را میتوان به زیبایی ظاهری و باطنی، مادی و غیرمادی، طبیعی و ساختگی و انواع دیگری تقسیم کرد.
جمال به معنی حسن و زیبایی بسیار است. جمال آن است که موجودی دارای تناسب و اعتدال در اعضا باشد (قرشی، [بیتا]، ج2، ص52/ المفرات فی غریب القرآن، 1412ق، ص202) دهخدا مینویسد: جمال یعنی خوب صورت و نیکو سیرت گردیدن و اقرب الموارد جمال را زیبا بودن گفته است. ( دهخدا، 1330، ذیل کلمه جمال)
جمال بر دو نوع است: یکی آنکه در نفس انسان است یا در بدنش یا در افعال و رفتارش میباشد و نوع دیگر جمال، آن خوبی است که انسان به دیگری میرساند. زینت آن است که به خودی خود ارزشمند است و ما آن را به خود میبندیم تا ارزش پیداکنیم و بر سه نوع است: زینت باطنی مانند علم و اعتقادات صحیح، زینت بدنی مثل نیرومندی و زینت خارجی مانند زیورآلات، مال و وسائل زندگی (قرشی، [بیتا]، ج2، ص196/ المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص389).
«حقیقت زینت، عبارت است از نیکویی در ظاهر هر چیز، خواه عرضی یا ذاتی باشد. پس زینت در زن هر آن چیزی است که از زیباییها و نیکوییهایش آشکار میشود.» (مصطفوی، 1360ش، ج4، ص375). پس میتوان چنین استنباط کرد که: حسن و لطافت و کیفیت منظم چیزی که باعث تحریک تمایلات عالی انسانی شود و امری نسبی بوده، زیبایی است و جمال تناسب اعضا و اعتدال آنها است و زینت، هر چیز ارزشمندی است که ما برای افزایش ارزش به خود میبندیم و زینت زن هر چه از زیباییهای او که آشکار شود، میباشد.
زیبایی و زینت در آفرینش
همه موجودات مخلوق خداوند تبارک وتعالی هستند: «الله خالق کل شیء» (زمر:62) خداست که همه چیز را پدیدآورده است و هر چه را خداوند آفرید در نهایت زیبایی وآراستگی خلق کرد: «الذی أحسن کل شیءٍ خلقه» (سجده:7) خدا همان کسی است که هر چیزی را که آفرید، نیکو آفرید.
خدای سبحان ازخلقت انسان به عظمت و نیکی یاد میکند؛ ولی انسانیت او را به جنبة مادی او نمیداند چون این جسم را حیوانات هم دارند از قرآن کریم چنین استنباط میشود که خدای انسانآفرین آدمی را زندهای خداخواه که خدا شناسی فطری اوست، آفرید. هر چند بسیاری حیات الهی خویش را زیر خاکهای تیره و ظلمانی جهل و عصیان مدفون کرده و فطرت پاک خویش را در قالب نامقدس بردگی خویشتن و سرسپردگی به امیال طواغیت و شیاطین زنده به گور کردهاند.
انسان در نهایت زیبایی آفریده شد او تنها موجودی است که خداوند بر خلقتش خویش را ستود و فرمود: «فتبارک الله احسن الخالقین» (مؤمنون:14) و برای بهرهمندی او همه چیز را آفرید؛ «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً» (بقره:28). زینت نیز از جمله مخلوقات الهی است که برای بندگانش خلق فرموده: «قل من حرّم زینة الله الّتی أخرج لعباده و الطّیبات من الرّزق» (اعراف:32) بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام کرده است؟ در این آیه خداوند زینت را به خود نسبت میدهد «زینة الله» و آن را پدیدهای الهی معرفی کرده و آن را برای انسان حلال اعلام میکند.
اضافه کلمه زینت به الله از نظر ادبی اضافه تشریفی است و آیه شریفه در قالب انکاری با کسانی که در عمل یا عقیده بدون فرمانبرداری از شارع و از پیش خود استفاده از زینتها را ممنوع دانسته، خود را از آنها محروم میکنند، مخالفت میفرماید.
زیبایی و زینت ظاهری
الف) زیبایی درطبیعت
آفریدگار موجودات همه چیز را دارای تناسب اعضاء و زیبایی ابداع کرد و این زیبایی آفرینی تنها مخصوص انسان نیست. زمین زینتی دارد: «انا جعلنا ما علی الارض زینةً لها» (کهف:7) مائیم (خداوند) که آنچه روی زمین است را زینت آن قرار دادیم. تمامی آنچه روی زمین است زینت برای زمین میباشد و آسمانها نیزآرایش ویژه خویش را دارند: «انا زینّا السّماء الدّنیا بزینة الکواکب» (صافات:6) مائیم (خداوند) که آسمان دنیا را به وجود ستارگان آراستیم. ستارگان برای آسمان زینتاند و برای ما تزیین «و زینّاها للنّاظرین» اختران زینت دهندة آسمان برای انسان جلوهگری میکنند و دیدگان او از آنها لذّت میبرد؛ امّا زینت انسان ایمان است: «حبّب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم»
امام جعفر صادق خطاب به مفضل فرمودند: «بدان که نام این جهان در نزد یونانیان قوسموس (cosmos) است؛ این کلمه به معنی آراستگی است، کسانی که دعوی فلسفه و حکمت دارند نامش را این گونه نهادهاند، آیا این نامگذاری جز برای آن است که در آن حساب و کتاب دقیق و نظم و حکمت را دیدند و راضی به اینها نشدند و در نهایت جهان هستی را آراستگی و زینت نام نهادند تا بگویند که با تمام استواری و حکمتی که در آن نهفته، در نهایت حسن و بهاء و زیبایی نیز هست» (مجلسی، 1385، ص176).
ب) زیبایی کار و عمل
یکی از غرایز آدمی زیباطلبی است، او دوست میدارد که در هر کار زیبا بوده و تمام جوانب آن از حسن شایسته برخوردار باشد. ترغیب به کار جمیل و نیکو در کلام قرآن و عترت مشهود است: «ولکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون» (نمل:6) در کیفیت بازگشت شبانگاهی گوسفندان از چرا و نیز در نحوه رها کردن آنها در بامدادان به سوی چراگاه، برای شما زیبایی است. چوپانی یکی از کارهای سخت و پرزحمت است و در عین حال بسیار لازم و ضروری است و ادامة حیات بشر به آن وابسته است. زیبایی چشمنواز حرکت گلّه این کار مشکل را برای افراد بشر آسان میکند. «آفریننده انسان و ایجادکننده غریزهها در جان او همان آفریننده چهارپایان و انعام است، او که آسمان و زمین را بر حق استوار ساخته است غریزه زیباخواهی انسان را از طریق این چهارپایان سیراب میسازد.
بشر ابعاد گوناگون انعام را در معرض بهرهبرداری خود قرار میدهد و آنها را برای رسیدن به اهداف مادّی خویش به خدمت میگیرد، منظره چهارپایان در آن هنگام که مقارن با رسیدن شب از چراگاهها باز میگردند تا به خوابگاهها برای استراحت کردن روانه شوند، منظرهای است که چشم را از بهجت و قلب را از سرور آکنده میسازد و همه ابعاد نفس بشری را که خواستار بازگشت به مادر طبیعت خویش است، سیراب و خرسند میسازد به همان گونه که در موقع بیرون آمدن از خوابگاهها و روانه شدن به چراگاهها مایه شادی و خوشی صاحبان خود را فراهم میآورند و جمال و زیبایی دیدارشان در آن هنگام پیدا میشود» (مدرسی، 1419ق، ج6، ص23 و 24).
جمال چهارپایان در وقت بازگشت به منزل آشکارتر است زیرا در این وقت با شکمهای پر و پستانهایی مملو از شیر مراجعت میکنند به همین دلیل در آیه «تریحون» بازگشت شبانگاهی بر «تسرحون» که رهاشدن و روانه شدن صبحگاهی است، تقدّم یافته است.
آیه کریمه علاوه بر جمال و ارائه آن، به کار و تلاش پرثمر تشویق میفرماید، کاری که همراه با زیبایی است و این زیبایی کشش ایجاد کرده و سختی کار را آسان میسازد، توجه به نعمتها عشق به آفریدگار و جمال حقیقی را در انسان زنده کرده، روح بندگی آدمی را بیدار میسازد و همچنین آیه شریفه، جمال را معرفی میکند که «جمال تحت امر چوپان عاقل بودن است نه رها ویله بودن، جمال در خدمت مردم بودن است نه فقط در فکر سیرکردن شکم خود ، جمال جامعه در حرکت جمعی و تلاش است نه دررکود وخمود» (قرائتی، 1383ش، ج6، ص368).
ج) انسان و لباس زینتی
خالق هستی که انسان را به تمام معنی زیبا آفرید و علاوه بر لباس ساتر، لباس فاخر را برایش زینت قرار داد: «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سوءاتکم و ریشا» (الاعراف:26) ای فرزندان آدم در حقیقت ما برای شما لباسی فرو فرستادیم که عورتهای شما را پوشیده میدارد و (برای شما) زینتی است.
واژه «ریشا» در آیه شریفه به معنای لباس زینت، بیانگر آن است که خداوند متعال دو گونه لباس برای انسانها مهیا کرده، لباسی ساتر که خود را بدان بپوشانند، از سرما و گرما و... حفظ کنند و لباسی فاخر که خود را به آن بیارایند، پس لباس آرایه انسان است و به وی زینت میبخشد و این نشان از اهمیت امر زینت در خلقت دارد.
زینتهای باطنی
جمال معنوی
اما اینکه رفت جمال مادی بود، حال بنگریم جمال معنوی چیست. خواجه عبدالله انصاری در تفسیر کریمه «و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون» میگوید: «قومی را در اموال بست و قومی را در احوال، فالاغنیاء یتجملّون حین یریحون و حین یسرحون و الفقراء یشتغلون بمولاهم حین یصبحون و یروحون. توانگران کمال جمال خود در مال دانند و مال از دو بیرون نیست یا حلال است و یا حرام، اگر حلال است محنت است و اگر حرام است لعنت، و درویشان جاه و جمال خود در وصال مولی دانند و کمال انس خود در صحبت مولی بینند.
رابعه عدویه را میآید که از قافله منقطع شد در آن بادیه حیرت سرگردان زیر مغیلانی فرو آمده و سر به زانوی حسرت نهاد، از هوای عزّت ندایی شنید که: تستوحشین و انا معک. میترسی در حالیکه من همراه تو هستم. شب معراج هر چه درثقلین جمال و مال بود فدای یک قدم سید ولد آدم گردانیدند به آن هیچ ننگریست، افتخارش به این بود که أشبع یوماً فاحمدک وأجوع یوماً فاشکرک» (میبدی، 1371ش، ج5، ص360) روزی را به سیری بگذرانم و حمد تو گویم و روزی گرسنهام پس تو را شکر گزارم.
الف) ایمان
آدمی موجودی تک بعدی نیست و علاوه بر جسم دارای روح الهی است. باری تعالی پس از آفرینش زیبای جسم او به زینت و جمال روحی او نیز اهمیت داد ونعمتی بس بزرگ به او ارزانی داشت؛ زیبایی روح او را چنین قرار داد: «ولکن الله حبّب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم» (حجرات:6) ایمان را محبوب آدمی قرار داد و آن را در دلهای مؤمنان زینت گردانید.
«خداوند تکویناً انسان را دوستدار فضائل و معارف آفریده است و او به معارف اعتقادی، بینش شهودی و فضائل اخلاقی گرایش دارد و آنها را میپذیرد.ذات اقدس الهی که سازنده و نوازندة این دستگاه است، انسان را هم عالم «فالهمها فجورها و تقویها» (الشمس:8) و هم عاشق کرده است «حبّب الیکم الایمان» بد و خوب رابه او فهمانده تا در بخش اندیشه صاحب فکر باشد و در بخش انگیزه نیز برای او محبوب گذارده و دل او را با محبوبش پیوند داده و قلب و جان وی را به زیبایی ایمان وتوحید زینت کرده است.
انسان بالفطره محبّ حقیقت است و شاید از راه چشم و گوش و سائر حواس طبیعی با بدآموزیها به باطل گراید؛ ولی خداوند ایمان را محبوب انسان شناسانده و آن را زینت دل او قرار داده است» (جوادی آملی، 1378ش، ص180).
در تفسیر شریف المیزان دربارة این آیه چنین بیان شده: محبوب کردن ایمان در دل مؤمنین یعنی اینکه خدای تعالی ایمان را به زیوری آراسته، که دلهای شما را به سوی خود جذب میکند، به طوری که دلهای شما به آسانی از آن دست برنمیدارد و از آن به سوی چیزهای دیگر رو نمیکند. این محبوب کردن ایمان و مجذوب کردن دلهای مؤمنین در برابر آن، سبب رشدی میگردد که هر انسانی به فطرت خود در جستجوی آن است (طباطبایی، 1364ش، ج36، ص181).
ب) عقل
انسان با دیگر مخلوقات فرق میکند، او اشرف موجودات و گل سر سبد آفرینش است پس زینت او نیز بایستی با دیگران متفاوت باشد. در حدیثی گهربار از امیرالمؤمنین نقل شده: «و لا جمال ازین من العقل» (الکلینی، 1365ش، ج8، ص18) هیچ زیبایی زینتبخشتر از عقل نیست. عقل زیبایی درون آدمی است و «حسن الصّورة جمالالظاهر وحسن العقل جمال الباطن» (مجلسی، 1404ق، ج1، ص95) جمال ظاهری صورت نیکو داشتن است وجمال باطنی به عقل خوب داشتن است.
روش پرورش عقل
زیبایی ظاهر افراد به خوش چهرگی آنان است و کسی که خواهان زیبایی مادی است بایستی ظاهری آراسته داشته باشد و آن کس که جمال انسانی را طالب است باید عقل خویش را بپروراند؛ به آب علم و دانش آن را رشد دهد. به سوی خوبیها، نیت ومیل باطنی خویشتن را بگرداند که: «حسن النیة جمال السرائرو حسن الصورة جمال الظاهر» (آمدی، 1366 ش، ص325) زیبایی درون انسان به داشتن نیت نیکو است و چهره زیبا داشتن همان جمال ظاهری است.
پیوسته خواسته تو چیزی باشد که زیبایی و نیکیاش جاودان است: فلتکن مسئلتک فیما یبقی لک جماله و یفنی عنک وباله، والمال لا یبقی لک و لا تبقی له (محدث نوری، 1408ق، ج5، ص174) باید چیزی را بخواهی که جمال (و سود و نیکی و خوشنامی) آن برای تو باقی بماند و وبال آن تو را نگیرد؛ ولیکن مال، نه آن برای تو میماند و نه تو برای آن میمانی. مال و دارایی به دلیل فانی بودن و از دست رفتن شایستگی آن را ندارد که هدف انسان قرار گیرد آنچه خوبیاش میماند و وزر و وبالش از تو دور میشود؛ همان باید همواره هدف تو باشد و برای رسیدن به چنین چیزی باید تلاش کنی؛ که همان علم و عقل و آراستگی باطن و روح است، خلق نیکو کسب کردن است.
انسان و جمالطلبی
حیات انسانی در فرهنگ قرآن حکیم غیر از زندگی گیاهی برخی است که خارج از قلمرو تغذیه، رشد جسمانی و تولید مثل هدفی ندارند وغیر از حیات حیوانی عدّهای است که بیرون از منطقه خیال و وهم از لحاظ اندیشه و فراتر از محور شهوت و غضب از جهت انگیزه، خواستهای ندارند.
حیات انسانی، حیاتی الهی است که همراه ایمان به وحی و عمل کردن به دستورات آن است. کسانی که از حیات انسانی برخوردارند هیچ یک از ابعاد وجودی وخواستهها وغرائز خود را معطّل نمیگذارند و از جمله به میل زیباییطلبی خویش در چهارچوب قوانین و دستورات خالق خویش پاسخ میدهند و آن را وسیلهای برای رسیدن به قرب الهی قرار میدهند.
قال الصّادق: «الخلق الحسن جمال فی الدّنیا و نزهة فی الاخرة وبه کمال الدّین و القربة الی الله تعالی» (مجلسی، 1404ق، ج68، ص393) اگر خواهان زیبایی در دنیایی، خلق و خوی نیکو کسب کن که مایة کمال در دین است و تو را به خدا نزدیک میکند و خرّمی آخرت برایت ارمغان میآورد.
از حضرت امیر نقل شده: قال رسول الله الاتیان الی الجمعة زیارة و جمال، قیل یا امیرالمؤمنین و ما الجمال ؟ قال ضوء (قضوا) الفریضة و تزاوروا» (مجلسی، 1404ق، ج86، ص197) جمال و زیبایی جوامع انسانی درسایه نورانیت نماز واجب و بهجا آوردن نماز جمعه و دیدار یکدیگر به دست میآید.
هدفمندی در آراستن
زینتها و تجملاتی که در اختیار انسان قرار گرفته از جمله تفضّلات الهی بر بندگانش است و عقل انسانی حکم برقدردانی از نعمتها میکند، استفاده درست و بهینه از نعمت و اظهار بجای آن، شکر خالق گزاردن است. قرآن کریم در بعد تشریع به مسلمانان دستورمیدهد خویش را بیارایند و بر جمال خویش بیفزایند: «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد» (الاعراف:31) ای فرزند آدم هرگاه به مسجد میروی خود را بیارای و زینت کن. هنگام عبادت و حضور در بارگاه ربوبی خویش را بیارایید و با ادب کامل، با لباسهای پاکیزه و نو، با ظاهری کاملا آراسته و بوی خوش حاضر شوید نه با لباس چرکین وقیافه ژولیده و نامنظم.
روایت شده امام حسن مجتبی هرگاه به نماز حاضر میشد بهترین لباسهای خود را میپوشید و میفرمود: خداوند متعال زیبا است و زیبایی را دوست میدارد. من برای خدایم خود را میآرایم. او میفرماید «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد» دوست دارم که بهترین لباسم را بپوشم (طبرسی، فضل بن محمد، ج4، ص638).
بهترین پوششها و زیباترین لباس را برای بهترین مکان برگزینید. مسجد که پایگاه مسلمین است باید آراسته، زیبا و پر جاذبه باشد؛ یکی از جاذبههای آن حضور مؤمنانی آراسته در مسجد است. به گفته مفسران مقصود از زینت در آیه مذکور پوشیدن جامة خوب و آراستن با هر چیزی که موجب آراستگی و زینت انسان میشود مثل شانهزدن مو، عطرزدن و انگشتر در دست کردن میباشد (طیب، 1378ش، ج5، ص306/ حسینی شاه عبدالعظیمی، 1363ش، ج4، ص50/ ابوالفتوح رازی، 1407ق، ج8، ص174/ طبرسی، فضل بن محمد، ج4، ص637 ).
بنابراین مؤمنان برای شرکت در اجتماعات میباید ظاهری آراسته و مطلوب داشته باشند تا دیگران به مصاحبت و گفتگوی با ایشان تمایل داشته باشند و از این طریق بتوانند به ترویج هرچه بهتر آیین اسلام بپردازند.
خودآرایی ممدوح
امامالعارفین علی بن ابیطالب میفرمایند: افراد با تقوی در عبادت خاشع هستند و در عین فقر و حاجت متجمّل میباشند. «التجمّل من اخلاق المؤمنین» (آمدی، 1366ش، ص307) هر چیز به جای خویش نیکوست؛ در عبادت باید خاشع بود و در نداری آراستگی ظاهر را باید حفظ کرد و خودآرایی داشت که «انّ الله جمیل و یحبّ الجمال ویحبّ ان یری اثر النّعمة علی عبده» (کلینی، 1365ش، ج6، ص438) خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و همچنین دوست دارد اثر نعمت را بر بنده اش ببیند.
چون فیض و خیر کثیر دائماً از ناحیه الهی به بندگان میرسد، خدای متعال کسی را که از نعمتها بهره گیرد و آنها را برای خویش برگزیند دوست میدارد، او با این عمل ساده محبوب خدا میشود. زیرا این فرد آیینه جمال الهی و فیض و نعمت او گردیده است. تزیین و آراستن خویش جاذبه جمال است و ایمان و تقوا آن را کامل کرده، ابعادش را وسیع میگرداند تا به سرچشمه اخلاص برسد.
وظیفه صاحب جمال
زیبایی و داشتن جمال یکی از نعمتهای خدادادی محسوب میشود و زنها در جواز بهرهگیری از زینتها با مردان تفاوتی ندارند، اما در نشاندادن زینتهای خود به نامحرمان بایستی حدود الهی را رعایت کنند. زن صاحب جمال وظیفه دارد با عفت و خویشتندار باشد و بداند اجر او نزد خدای متعال محفوظ است «من آتاه الله جمالاً و مالاً فعفّ فی جماله و بذل من ماله دخل الجنّة» (طبرسی، علی بن حسن، 1385ق، ص172) هرآن کس که خدا به او زیبایی عطا کرد و مال داد، پس درباره جمالش خویشتن داری پیشه کرد (نعمت در معصیت به کار نبرد) و مال داده شد و (در راه خدا ) بذل کرد، در بهشت داخل میشود.
زنان عاقل و دانایان زیبارو میدانند که زینت خویش بر هر کس و نا کس نباید آشکار کنند؛ زیرا قرآن کریم نشاندادن زینت زنان را جز برای همسرانشان و محارم آنها حرام دانسته و میفرماید: «ولا یبدین زینتهنّ الاّ لبعولتهنّ أو آبائهنّ أو آباء بعولتهنّ أو أبنائهنّ أو أبناء بعولتهنّ أو إخوانهنّ أاو بنی إخوانهنّ أو بنی أخواتهنّ أو نسائهنّ أو ما ملکت أیمانهنّ أو التّابعین غیر اولیالاربة من الرّجال أو الطّفل الّذین لم یظهروا علی عورات النّساء...» (النور:31) و زینت و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسربرادرانشان یا پسرخواهرانشان یا زنان همکیش خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که (از زن) بی نیازند یا کودکانی که بر عورتهای زنان وقوف پیدا نکردهاند، آشکار نکنند. دربارة این آیه با توجه به روایات، نظر اکثرمفسران و مجتهدان آن است که سر تا پای زن زینت است (بر خلاف مردان که از این زیبایی برخوردار نیستند) و فقط وجه و کفین از این امر استثناء گردیدهاست و نامحرم (بدون قصد لذّت) میتواند آنها را ببیند (طباطبایی، 1417ق، ج29، ص163).
در اینجا این سؤال به ذهن میرسد چرا به زنها دستور حجاب و پوشش داده شده و آنها از عرضه زیبایی خود به همه منع شدهاند؟ پاسخ آن است که: زنان بر اساس غریزه دگرخواهی به ارائه زیبایی خود به دیگران، بیشتر از خود زیبایی، علاقهمندند؛ «علّت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل زن به خودآرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود.
در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباسهای بدن نما و آرایشهای تند و تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاصّ خود میخواهد دلبری کند و مرد را دلباخته خویش کرده ودر دام علاقه خود اسیرکند، انحراف تبرّج و برهنگی از انحرافات مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرّر گردیده است» (مطهری، 1379ش، ص436)
وجود این خصیصه در زنان به خودی خود و به عنوان یک میل طبیعی نه تنها ناپسند نیست، بلکه اگر در طریق صحیح مورد استفاده قرار گیرد مفید نیز هست و امر لازمی در زندگی خانوادگی به شمار میآید، میل به خودآرایی نقش بسزایی در جذب و انجذاب زوجین و استحکام خانواده دارد. از این رو در دستورات اسلامی میبینیم که زن موظّف است برای همسرش آرایش کرده، برای او تبرّج و خودنمایی داشته باشد. ولی اگر زنی در مسیر باطل از این میل بهره گرفت و با اهداف غیر درست از آن استفاده کرد، آن گاه میل به خودآرایی، خواستهای ناپسند است و ارزش منفی دارد.
قرآن کریم خطاب به زنها میفرماید «و لا تبرّجن تبرّج الجاهلیة الاولی» (الاحزاب:33) ای زنان در برابر نامحرمان ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین. اسلام به آراستگی و زینت سفارش کرده ولی با فساد در جامعه و رفتار و کرداری که موجب ترویج فحشا و منکر در اجتماع شود، به شدّت مخالف است تا جامعة مسلمانان جامعهای بالنده و رو به رشدِ روزافزون باشد.
ابراز جمال در زنان
هر یک از مخلوقات الهی به نسبت توان و ظرفیت وجودیش به گونهای که شایسته اوست جمالش را به نمایش میگذارد، خانمها که گوهر دردانة آفرینش هستند چگونه باید این وجهة وجودیشان را نشان دهند؟ جمال ایشان در چیست؟
درباره جمال زنان گفته شده: «عقول النّساء فی جمالهنّ و جمال الرّجال فی عقولهم» (صدوق، 1362ش، ص228) علامه مجلسی در شرح این حدیث مینویسد: جمال، حُسن در خُلق و خلقت است؛ زیبایی چهره و زیبایی اخلاق و شاید مراد حضرت این باشد که عقل زنها غالباً همراه با جمال و زیبایی ایشان است. (مجلسی، 1404ق، ج1، ص82)
آیتالله جوادی آملی میفرماید: «معنای این حدیث، یا دستور است یا وصف سازنده میباشد نه وصف قدح و نکوهش، یعنی زن موظّف است و یا میتواند عقل و اندیشة انسانی خویش را در ظرافت عاطفه، زیبایی گفتار و کیفیت محاوره و مناظره، نحوة برخورد و حکایت و نظائر آن ارائه دهد؛ مثلاً زن باید بتواند قداست همسر حضرت ابراهیم بودن و کیفیت برخورد با فرشتگان و نحوة شنیدن بشارت مادرشدن و حالت تعجّب و ابراز انفعالنمودن ظریفانه را که در آیات 29 سوره مبارکه ذاریات و 71 سوره مبارکه هود اشاره شده است، متجلّی سازد. درصورتی که هرگز این ظرافت هنری که تمثل عینی ظرافت عقلی است، میسور مردان هنرمند نیست... زن باید ظرائف حکمت را در ظرائف هنر ارائه دهد و این رهنمود، دستورالعملی برای او است و در صورت امتثال دستور، درخور ستایش شده و در صورت تمرّد مستحقّ نکوهش میگردد» (جوادی آملی، 1376ش، ص18).
تزیین شیطانی
باید به یاد داشت که شیطان دشمن آشکار بشر نیز تزیین میکند «إذ زین لهم الشّیطان اعمالهم» (الانفال:48) «زینتدادن شیطان اعمال آدمی را، به این است که به وسیله تهییج عواطف درونی مربوط به آن عمل، در دل آدمی القاء میکند که عمل بسیار خوبی است، و در نتیجه انسان از عمل خود لذّت برده، قلباً آن را دوست میدارد و آن قدر قلب متوجه آن میشود که دیگر فرصتی برایش نمیماند تا در عواقب وخیم و آثار سوء و شوم آن تعقّلی کند.» (طباطبایی، 1417ق، ج17، ص153)
ابلیس زشت را زیبا جلوه میدهد تا بفریبد و پس از موفقیت در مرحله تزیین، با آرزوسازی برای رسیدن به زینتهای شیطانی، کار را دنبال میکند وسوسة اکید و پیدرپی او فرد را به دنبال کردن آرزو وامیدارد، تا جایی که کارش به عصیان و نافرمانی میکشد، ابلیس به بندمیکشد و میکُشد، میفریبد و به خواری در آتش میافکند؛ پس باید هشیار بود و هیچگاه تسلیم شیطان نشد. روایت است که «من مات علی حبّ آل محمّد مات شهیداً» (مجلسی، 1404ق، ج23، ص233) کسی که بر محبّت آل رسول بمیرد او شهید مرده است. زیرا چنین فردی هیچگاه تسلیم شیطان نشده است و وسوسهشدنش تنها در مرحلة تصور است که با رجم شیطان، آن وسوسه را پایان میدهد.
پیامبر اکرم (ص) به یکی از همسران خود سفارش فرمود که این پردة زیبا را که در اتاق آویختی از برابر چشمان من دور کن، هرگاه بدان مینگرم به یاد دنیا و زینتهای آن میافتم. (نهج البلاغه، خطبه 169) «این روش، (پرهیز از تجملات) نوعی جلوگیری از وسوسة شیطان است». (جوادی آملی، 1387ش، ج13، ص327) پس لازم است بر مراقبة خویش افزوده و به شدت از ابلیس، این دشمن قسمخورده حذر کرد.
آفت جمال
ای عزیز بدان هم چنان که گلها دچار آفت میشوند، جمال و زیبایی را نیز آفتی است؛ بهرهمندی از انواع زینتها، مال و ثروت، مرکب گران قیمت، خانة مجلّل و لباس فاخر و... فینفسه جایز است، اما اگر سبب تکبّر و فخرفروشی و تجاوز به حقوق دیگران شود، ممنوع است و نابودکنندة جمال و زیبایی است.
داستان قارون در قرآن مجید سمبّل کسی است که مال وثروت دنیایی و بهرهمندی از انواع زینتها و تجملّات سبب تکبّر و خودبرتربینی و در نهایت هلاکتش گردید. وی از قوم بنیاسرائیل بود، روزی به وضعی خاص و با تمام تجملّاتش و در حالی که زینتهای خود را همراه داشت از خانه خارج شد «فخرج علی قومه فی زینته» (القصص:78). کلمه «فی زینته» در آیه شریفه نشانگر آن است که خروج از منزل برای کارهای عادّی و روزمرّه نبوده؛ بلکه برای خودنمایی و فخرفروشی بوده است. از جملاتی که مردم با دیدن او گفتند و آرزویی که کردند، پیدا است که با تمام تجملّات و زینتهایی که در اختیار داشته، در اجتماع ظاهر شده و افراد ضعیف الایمان با دیدة مادّی و ظاهربین او را نگریستند، شیفته ومفتونش گشتند، او را فردی خوشبخت پنداشته و حسرتبار آرزو کردند ای کاش جای او بودند و مثل او این همه ثروت داشتند.
نقل سرنوشت خفّتبار قارون و فرورفتن وی در زمین آن هم در برابر چشمان بهتزده مردمی که تا چند لحظه پیش دلهایشان مالامال از آرزوی همانندی او گشته بود، درسی است که استفاده از زینتها نباید برای خودنمایی یا عاملی برای انحراف اذهان عمومی مردم از معنویات و توجّه آنها به مادیات باشد که این یکی از آفات جمال است و یکی دیگراز آن آفتها دروغگویی است «جاء عن ابیجعفر قال: من کذب ذهب جماله» (کراجکی، 1394ق، ص50) کسی که دروغ گفت زیباییاش از دست میرود، زیرا دروغ حقیقت ندارد اما بر اساس تجسّم اعمال واقعیت زشتی دارد و این زشتی بر زیبایی ظاهری فرد دروغگو اثر سوء گذارده موجب ازبینرفتن زیبایی وی میگردد.
نتیجه
خداوند متعال به قدرت کامله و حکمت بالغة خویش جمال و زیبایی را آفریده و در اختیار بندگانش قرار داده است و آن را زینت انسانها خوانده است و کسانی را که بهرهوری از زینتها را بر خود حرام میکنند، نکوهش نمودهاست. بر آراستگی بجای افراد پاداش دنیوی و اخروی مقرّر فرمود و از فرزندان آدم خواست که هنگام عبادت و در محل اجتماع مسلمانان خود را بیارایند.
این مهم در رفتار و گفتار معصومین نیز جایگاه ویژهای دارد و مورد سفارش ایشان است، آن حضرات علاوه بر اینکه خود فردی آراسته بودند، از فضائل وکمالات به نحو اتمّ برخودار بوده، دیگران را به آراستگی، خوشخلقی، دیدار یکدیگر و عاقلبودن دعوت کردهاند و عقل را بهترین زینت انسان معرّفی نمودهاند.
هر کس که از این نعمت خدادادی بهرهور گشته باید آن را بهجا و درست به کار برد و بر زنان ـ که مظهر جمال در آفرینشاند ـ لازم است که عقل همراه با جمال خویش را ظهور داده، زینتهای غیرظاهری خویش از نامحرمان بپوشانند و اندیشة الهی انسانی خود را با هنرمندی، تمثّل داده، در خور تحسین گشته و آیینة جمال الهی شوند و جاذبههای طبیعی خود را بجا ظاهر کنند.
همچنین دانستیم که دروغگویی، خودبرتربینی، تجاوز به حقوق دیگران و خودنمایی برای انحراف اذهان عمومی موجب تباهی و از بین رفتن جمال است. شیاطین که دشمن قسم خورده بشر هستند از این آفرینش الهی سوء استفاده کرده، زشتها را زیبا جلوه میدهند تا به مقصد تباه و آلودهشان برسند و آدمی را به خذلان در آتش درافکنند، از تزیین آنها پرهیز باید کرد و باید به عزّ قدس جمال الهی پناه برد.
فرزانه فخرایی/ دکتر حسن اسلامپور کریمی
کارشناسی ارشد الهیات از دانشکده اصولالدین تهران/ استادیار دانشگاه باقرالعلوم
منبع: فصلنامه بانوان شیعه شماره27