مدیریت غلط، درد فوتبال ایران
اگر دولت و سازمانها، وزارتخانه ها و ... حمایت خود را از باشگاههای فوتبال قطع کنند مطمئن باشید در لیگ ایران پرنده هم پر نمی زند!
به قلم امیر صادقیپناه، معاونسردبیر خبرگزاری ورزش ایران(ایپنا)
1- ناکامی های پی در پی تیمهای ایرانی در سطح فوتبال آسیا چند سالی است که همگان را به فکر فرو برده است. فوتبالیستهایی که قبل از شروع رقابتها حرف و حریف ندارند در میدان نبرد نمی توانند از نزدیکیهای سکو هم عبور کنند. در این فکر فرو رفتم که وقتی فوتبالیست خوبی داریم و از سوی یک مربی خوب هم هدایت می شود پس چرا نتایج قابل قبولی حاصل نمی شود؟! متاسفانه در چند سال اخیر یکی، دو تیم که هیچ تمام تیمهای فوتبال ایرانی تقریبا ناکام بوده اند و به جز ذوب آهن که عنوان نایب قهرمانی آسیا را البته با قرعهای خوب بدست آورد سایرین کاری از پیش نبردند تا نتوانیم به سادگی از کنار این مساله عبور کنیم و وقتی ناکامی همچون ویروسی آزار دهنده تمام تیمهای ایرانی را فرا گرفته دانستیم آب از سر چشمه گلآلود است.
2- یک مدیر باشگاه مدیری است که آشنا به امور باشد اما خود را درگیر امور اجرایی نکند. او باید همچون مغزی متفکر که توسط مشاوران کارکشته تغذیه فکری می شود از بالا بر کلیه امور نظارت کند. به این ترتیب نشستن یک مدیر پای میز مذاکره آن هم با بازیکن غلط است، چانه زدن برای تعیین نرخ بازیکن اشتباه است و... .
ظاهر شدن در نقش مدیر خرید، مدیر کمیته انضباطی، سخنگوی باشگاه و ... غلط است اما در عمل در لیگ برتر شاهد حضور مدیرانی هستیم که برخی از آنان در نقش همه ظاهر می شوند الا نقش خود.
3- یک مدیر توانمند هرگز با مدیر باشگاه رقیب، با سرمربی خود، با بازیکن و به زبانی ساده تر با زیر مجموعه خود وارد دیالوگ مستقیم نمی شود. حال می خواهد این دیالوگ در راستای انتقاد مثبت و منفی باشد یا در راستای تشویق و تنبیه. حضور یک مدیر در یک باشگاه باید با حداقل و حداکثر نظارت توام باشد. مدیری که هر روز به دنبال مصاحبه باشد و برای ایجاد حاشیه و جنجال بسترسازی کند تیشه به ریشه تیمش می زند البته هستند مدیرانی که حاشیه و جنجال را در راستای رسیدن به اهدافشان ایجاد می کنند اما نمونه وطنی چنین مدیرانی را سراغ نداریم. مدیرعاملی در امور باشگاهداری موفق است که اگر نمی تواند در راستای اهداف خاص باشگاه جنگهای روانی راه بیندازد حداقل بتواند از ایجاد حاشیه جلوگیری و آرامش را به جو مجموعه خود تزریق کند.
4- دوستی می گفت برخی مدیران به جای اینکه به وظیفه خود یعنی تزریق پول به باشگاه بپردازند خود به کسب درآمد از طریق واسطه گری در امر خرید بازیکن می پردازند البته اگر مدیرعاملی آنقدر خوب باشد که در نقش یک واسطه با عملکرد شفاف در فصل نقل و انتقالات عرض اندام کند و درآمد حاصله را به باشگاه تزریق کند در اصل یک "سوپر مدیر" است و صد البته مدیر یک باشگاه دولتی حتی در صورت داشتن چنین هنری مطمئن باشید پول را به چرخه اقتصاد باشگاه خود انتقال نمی دهد اما به طور حتم مدیر یک باشگاه خصوصی چنین اصلی را رعایت می کند.
5- تیمهای باشگاهی ایران بر خلاف باشگاههای خارجی دخلی ندارند و در عوض کلی خرج تراشی می کنند که جملگی به دلیل مدیریت غلط است. اگر دولت و سازمانها، وزارتخانه ها و ... حمایت خود را از باشگاههای فوتبال قطع کنند مطمئن باشید در لیگ ایران پرنده هم پر نمی زند!